چندي پيش مقاله اي رو در يكي از نشريه ها مطالعه مي كردم كه خيلي ازش خوشم اومد،آخه حرف دل خودم رو ميزد. اون مقاله در رابطه با فيلم ها و سريالهاي تلويزيوني بود و آنها رو مورد نقد قرار داده بود. خلاصه مطلب اين بود « كه چرا فيلم سازان كشور ما براي نشون دادن خشونت اصرار بيشتري دارن تا نشون دادن محبت، و براي همين اكثر فيلم ها با خشونت اجين شده.» واقعا چرا اينطوره؟ آيا فيلم سازهاي ما تنها بايد به موضوعاتي بپردازن كه دوست دارن اون موضوع ها رو كار كنن؟ آيا نبايشد صدا و سيماي كشور ما اتاق فكري داشته باشه كه بنشينن و بررسي كنن چه نوع فيلمي با چه موضوعي براي مردم بهتره ( البته بر اساس تحقيق هايي كه قبلا انجام دادن نه همين طوري!) من فكر ميكنم جامعه ي ما علاوه بر اينكه مردمي با خلق و خوي عاطفي و با محبت داره، ولي با اين حساب افسردگي اي در غالب افراد جامعه به چشم مي خوره. از لحاظ علم روانشناسي چشم بهترين معبر براي انتقال مفاهيم هست، يعني اگر شما به عنوان مثال ساختن يك باطري را ساعتها براي شاگردان توضيح دهيد و تمام مراحل را مو به مو بيان كنيد باز هم شاگرد آن طور كه بايد متوجه نخواهد شد.اما اگر فقط يك بار ساختن باطري را به آنها نشان دهيد تا سالهاي دراز به خاطر خواهند سپرد. حال فيلم هاي تلويزيون و سينما نيز به همين شكل هستند.مردم وقتي خشونت را با چشم دائما و به طور مكرر مي بينندروي اعصاب و مغز شان تاثير ميگذارد ، خواه منتقدين هم دائم بگويند اين چيز ها كه ديديد بد بودن و شما نبايد انجام دهيد. درست است كه مخاطب حرف شما را منطقي مي داند ولي وقتي خودش در موقعيت مشابه اي قرار بگيرد ، ناخود آگاه آن چه كه ديده را انجام خواهد داد. به عنوان مثال ما در سريال ها هي طلاق گرفتن را نشان ميدهيم و بعد ميگوئيم كه اين كار بد است. فكر نميكنيد كه به اندازه كافي و حتي بيش از حد به اين موضوع پرداخته شده است....

چرا نمي آئيد محبت كردن و علاقه ورزيدن را به مخاطب نشان دهيد؟  همان طور كه مي دانيد امروزه بيشتر كمپاني هاي فيلم سازي در دنيا وقتي مي خواهند موضوعي را در جامعه جا بيندازند ابتدا از رسانه شروع مي كنند. به اين صورت كه در برنامه هاي تلويزيوني و فيلم هايشان به آن موضوع مي پردازند و آن چيزي را كه مد نظرشان است در فكر مردم نهادينه مي كنند. پس اين راهكار امتحان خود را پس داده و مي توان اميدوار بود كه نتيجه بخش خواهد بود.

http://elmira64.persiangig.com/image/5yt4w4.jpg

نويسنده: آرياني