فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری در يك نگاه


فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (زادهٔ ۵۴۰ در نیشابور – درگذشتهٔ ۶۱۸ هجری قمری در شادیاخ نیشابور) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد.[۱]


زندگی :

نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم (با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.

او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفته‌بود[نیازمند منبع]، به کار عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت. او را از اهل سنت دانسته‌اند اما در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی پس از چندی به تشیع گرویده یا دوست‌دار اهل بیت بوده است.[۲][۳] و البته لازم به ذکر است که استناد این افراد به اشعاری از ایشان است که از نظر اکثر اساتید این حوزه و عطارشناسان به نام، منسوب به ایشان هستند و توسط افرادی هم تخلص یا به نام ایشان سروده شده اند و این مهم را می توان به راحتی از ابیاتی در خسرونامه فهمید هر چند که ایشان در مقدمه منطق الطیر(مقامات طیور) به نکوهش متعصبین پرداخته اند و به این افراد توصیه کرده اند که هم محب اهل بیت باشند و هم دوستدار خلفای راشدین .

مصیبت نامه که اندوه جهان است
الهی نامه که اسرار عیان است
به داروخانه کردم هر دو آغاز
چگویم زود رستم زین و آن باز
مصیبت نامه زاد رهروان است
الهی نامه گنج خسروان است
جهان معرفت اسرار نامه است
بهشت اهل دل مختار نامه است
مقامات طیور امّا چنان است
که مرغ عشق را معراج جان است
چو خسرونامه را طرزی عجیب است
ز طرز او که مه را نصیب است

به گفته بزرگ مرد عرفان ایران زمین

ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست

زهد و زندگی وی :

درباره به پشت پا زدن عطار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشه‌گیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستان‌های زیادی گفته شده‌است. مشهورترین این داستان‌ها، آن‌ست که عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت. چیزی که نمایان است این است که عطار پس از این جریان مرید شیخ رکن الدین اکاف نیشابوری می‌گردد و تا پایان عمر (حدود ۷۰ سال) با بسیاری از عارفان زمان خویش هم‌سخن گشته و به گردآوری داستان‌های صوفیه و اهل سلوک پرداخته‌است. و بنا بر داستانی وی بیش از ۱۸۰ اثر مختلف به جای گذاشته که حدود ۴۰ عدد از آنان به شعر و دیگر نثر است. عطار در سال ۶۱۸ یا ۶۱۹ و یا ۶۲۶ در حملهٔ مغولان، به شهادت رسید.

عطار در نگاه دیگران:

وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است؛ چنانکه مولوی درباره او می‌فرماید:

هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم

ماجرای شهادت عطار ار غم‌انگیزترین رخدادهای روزگار است که در روان خواننده اثری دردناک به جای می‌گذارد. تذکره‌نویسان در این خصوص نگاشته‌اند که: پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشگر مغول اسیر گشت. گویند مغولی می‌خواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او هزار درم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمی‌ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد.

آثار :


تندیس پروفسور هلموت ریتر، شرق‌شناس و عطارشناسِ آلمانی در کنار آرامگاه عطار نیشابوری که به سفارش انجمن دوستداران گوته و حافظ ساخته‌شده است.

آثار مسلم عطار طبق تحقيقات دقيق و علمي استاد محمدرضا شفيعي كدكني بدين شرح است: اسرارنامه الهي نامه منطق الطير مصيبت نامه مختارنامه تذكره الأوليا ديوان اشعار

نمونهٔ اشعار :

جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت، در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت، جز در گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند، از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت، اندر نشان نگنجد
آهی که عاشقانت، از حلق جان برآرند
هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد
آنجا که عاشقانت، یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها، گنجی نهان نهادی
از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد
عطّار وصف عشقت، چون در عبارت آرد
زیرا که وصف عشقت، اندر بیان نگنجد
  • بیت آغاز منطق الطیر
آفرین جان‌آفرین پاک را
آن که جان بخشید و ایمان خاک را

پانویس :

  1. منطق الطیر ناشر: انتشارات ماد
  2. ادبيات عاشورا. وبگاه حوزه.
  3. عطار و رساله سي فصل. روزنامه رسالت.

جستارهای وابسته:

چرا خشونت؟

چندي پيش مقاله اي رو در يكي از نشريه ها مطالعه مي كردم كه خيلي ازش خوشم اومد،آخه حرف دل خودم رو ميزد. اون مقاله در رابطه با فيلم ها و سريالهاي تلويزيوني بود و آنها رو مورد نقد قرار داده بود. خلاصه مطلب اين بود « كه چرا فيلم سازان كشور ما براي نشون دادن خشونت اصرار بيشتري دارن تا نشون دادن محبت، و براي همين اكثر فيلم ها با خشونت اجين شده.» واقعا چرا اينطوره؟ آيا فيلم سازهاي ما تنها بايد به موضوعاتي بپردازن كه دوست دارن اون موضوع ها رو كار كنن؟ آيا نبايشد صدا و سيماي كشور ما اتاق فكري داشته باشه كه بنشينن و بررسي كنن چه نوع فيلمي با چه موضوعي براي مردم بهتره ( البته بر اساس تحقيق هايي كه قبلا انجام دادن نه همين طوري!) من فكر ميكنم جامعه ي ما علاوه بر اينكه مردمي با خلق و خوي عاطفي و با محبت داره، ولي با اين حساب افسردگي اي در غالب افراد جامعه به چشم مي خوره. از لحاظ علم روانشناسي چشم بهترين معبر براي انتقال مفاهيم هست، يعني اگر شما به عنوان مثال ساختن يك باطري را ساعتها براي شاگردان توضيح دهيد و تمام مراحل را مو به مو بيان كنيد باز هم شاگرد آن طور كه بايد متوجه نخواهد شد.اما اگر فقط يك بار ساختن باطري را به آنها نشان دهيد تا سالهاي دراز به خاطر خواهند سپرد. حال فيلم هاي تلويزيون و سينما نيز به همين شكل هستند.مردم وقتي خشونت را با چشم دائما و به طور مكرر مي بينندروي اعصاب و مغز شان تاثير ميگذارد ، خواه منتقدين هم دائم بگويند اين چيز ها كه ديديد بد بودن و شما نبايد انجام دهيد. درست است كه مخاطب حرف شما را منطقي مي داند ولي وقتي خودش در موقعيت مشابه اي قرار بگيرد ، ناخود آگاه آن چه كه ديده را انجام خواهد داد. به عنوان مثال ما در سريال ها هي طلاق گرفتن را نشان ميدهيم و بعد ميگوئيم كه اين كار بد است. فكر نميكنيد كه به اندازه كافي و حتي بيش از حد به اين موضوع پرداخته شده است....

چرا نمي آئيد محبت كردن و علاقه ورزيدن را به مخاطب نشان دهيد؟  همان طور كه مي دانيد امروزه بيشتر كمپاني هاي فيلم سازي در دنيا وقتي مي خواهند موضوعي را در جامعه جا بيندازند ابتدا از رسانه شروع مي كنند. به اين صورت كه در برنامه هاي تلويزيوني و فيلم هايشان به آن موضوع مي پردازند و آن چيزي را كه مد نظرشان است در فكر مردم نهادينه مي كنند. پس اين راهكار امتحان خود را پس داده و مي توان اميدوار بود كه نتيجه بخش خواهد بود.

http://elmira64.persiangig.com/image/5yt4w4.jpg

نويسنده: آرياني

عيد الهي بر زمينيان مبارك

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQE_wuhED4nyKN_2lQcbFTV2dAWBSDylN8aFS0yfvRM0gZPKr5m42JhGPAz


عن ابى الحسن(ع) قال:

ولاية على(ع) مكتوبة فى صحف جميع الانبياء ولن يبعث‏الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية
على(ع). سفينة البحار 2: 691.

امام كاظم(ع) فرمود:

ولايت على(ع) در كتابهاى همه پيامبران ثبت‏شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با
ميثاق نبوت محمد(ص) و امامت على(ع).


ادامه نوشته

http://www.quranct.com/gallery/images/3/1_6209872dd7ac601fc5af5c0f80844848.jpg

مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان

نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان

دل من می نیارامد که من با دل بیارامم

بباید کرد ترک دل نباید خصم شد با جان

زهی میدان زهی مردان همه در مرگ خود شادان

سر خود گوی باید کرد و آنگه رفت در میدان

زهی سر دل عاشق قضای سر شده او را

خنک این سر خنک آن سر که دارد این چنین جولان

کشاکشهاست در جانم کشنده کیست می دانم

دمی خواهم بیاسایم ولیکن نیستم امکان

به هر روزم جنون آرد دگر بازی برون آرد

که من بازیچه اویم ز بازیهای او حیران



یک جرعه آفتاب

ای سرمه کش بلند بینان

                       در باز کنِ درون نشینان

                                               ای عقل مرا کفایت از تو

                                                                          جستن ز من و هدایت از تو

                                                                                                     

                                                                                                                 «نظامي»

 

http://www.ido.ir/myhtml/news/1389/m08/138908250131.jpg

پیامبر خدا(ص) فرمودند: «مردم! ایا بشارتتان بدهم؟ گفتند: «آری ای رسول خدا.» فرمود: «هنگامی که غروب این روز عرفه فرا رسد، خداوند در برابر ملائکه به وقوف کنندگان در عرفات مباهات می کند و می فرماید: (فرشتگان من!) به بندگان من بنگرید که از گوشه و کنار زمین، ژولیده موی و غبارآلود، به سوی من آمده اند، ایا می دانید چه می خواهند؟ فرشتگان گویند: پروردگارا! از شما آمرزش گناهانشان را می طلبند. خداوند می فرماید: شما را به شهادت می گیرم، همانا من اینها را آمرزیدم. پس، از مکانی که در آن وقوف کرده اید، آمرزیده و پاک بازگردید»

 

مرگ بر آمريكا

http://zenith872009.persiangig.com/image/roozname-tarikhnegar/Untitled-1.jpg

http://www.azadupload.com/images/zoev0xhvh9m0e7a55svm.jpg

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست

غنچه آن روز ندانست که آن گریه ز چیست

باغ پرگل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل

گریه باغ فزونتر شد و چون ابر گریست

باغبان آمد و گلها را چید

رسم تقدیر چنان است و چنان خواهد بود

میرود عمر ولی خنده به لب باید زیست

http://www.shereno.com/image.php?op=newsimg2&var=MTE5ODA5NjEwNy0ybWNpMHFoLmpwZw==&w=250

خود كشي

کالین ویلسون که امروز نویسنده ی مشهوری است،وسوسه ی


خودکشی راکه در شانزده سالگی به او دست داده بود،چنین توصیف میکند:

وارد آزمایشگاه شیمی مدرسه شدم و شیشه ی زهر را برداشتم....

زهر را در لیوان پیش رویم خالی کردم،غرق تماشایش شدم،رنگش را نگاه کردم
و مزه ی احتمالی اش را در ذهن ام تصور کردم.سپس اسید را به بینی ام نزدیک کردم، و
بویش به مشامم خورد، در این لحظه، ناگهان جرقه ای از اینده در ذهنم
درخشید..... و توانستم سوزش ان را در گلویم احساس کنم و سوراخ ایجاد
شده در درئن معده ام را ببینم. احساس اسیب ان زهر ان چنان حقیقی بود که
گویی به راستی ان را نوشیده بودم.سپس مطمئن شدم که هنوز این کار را نکرده ام.
در طول چند لحظه ای که ان لیوان را در دست گرفته بودمو امکان مرگ را مزه مزه میکردم،با خودم فکر کردم:اگر شجاعت کشتن خودم را دارم، پس شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم.

شرط بندي ملا


روزي رفقاي ملا با او شرط بستند اگر شب را در جنگل بدون روپوش و آتش به صبح برساند يك سور به او بدهند. ملا شب را در جنگل به روز آورد و بعد براي تعيين وقت سور به رفقا مراجعه كرد. يكي از آنها از ملا سوال كرد :اگر شب در جنگل سردت مي شد چه مي كردي؟ ملا جواب داد: در وسط جنگل عمارتي بود كه در آن چراغي مي سوخت من در گرماي چراغ سردم نمي شد. رفقا گفتند: پس علت اينكه تو توانستي شب را با سرما در جنگل بماني براي چراغي بوده كه تو را گرم كرده. هر چه ملا خواست به رفقا حالي كند كه بابا، از يك فرسنگي چراغ، انسان را گرم نمي كند، رفقا زير بار نرفتند كه سور را بدهند. ملا ناچار قبول كرد كه او به رفقا سور بدهد. فردا همه در منزل ملا جمع شدند مدتي از ظهر گذشت و از غذا خبري نبود از ملا سوال كردند: نهار چه شد؟ ملا جواب داد :ديگ سرِ بار است، هنوز جوش نيامده. رفقا براي ديدن ديگ به حياط رفتند، ديدند ملا ديگ را به درختي آويخته و يك شمع به فاصله يك متري روشن كرده، از فرط تعجب عقل از سرشان پريد به ملا گفتند: اين شمع كه ديگ را جوش نمي آورد! گفت: چرا، همانطور كه چراغ از يك فرسنگي مرا گرم كرده.

مرا عمري به دنبالت كشاندي

 

سرانجامم به خاكستر نشاندی

 

ربودي دفتر دل را و افسوس

 

كه سطري هم از اين دفترنخواندی

 

گرفتم عاقبت دل برمنت سوخت

 

پس ازمرگم سركشي هم فشاندي

 

گذشت از من ولي آخر نگفتی

 

 كه بعد از من به اميد كه ماندی

فضيلت ماه ذي الحجه

فضيلت ماه ذي الحجه

ماه «ذى الحجّه»، آخرين ماه «سال هجرى قمرى» است و ماهى است بسيار پربركت. بزرگان دين هنگامى كه اين ماه وارد مى شد، اهمّيّت ويژه اى به عبادت در آن مى دادند. مخصوصاً در دهه اوّل اين ماه .در بعضى از روايات آمده است، شب هاى دهگانه اى كه قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد كرده است، شب هاى دهه اوّل اين ماه شريف است،و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.
خداوند در سوره حج (آيه 28) ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «أيّام مَعْلُومات» گفته است كه مؤمنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يكى از تفسيرهاى معروفِ «أيّام مَعْلُومات» كه در روايات نيز آمده است، ده روز اوّل ماه ذى الحجّه است. بنابراين، هم شب هاى آن عزيز است و هم روزهاى آن.
در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه عبادت و كار نيك در هيچ ايّامى به اندازه اين ايّام (ده روز اوّل ماه ذى الحجّه) فضيلت ندارد.
افزون بر اينها، هم صدا شدن با زوّار خانه خدا در اين ماه، و ياد و خاطره مراسم باشكوه حج و معنويّت و بركات آن، حال و هواى ديگرى به انسان مى دهد; مخصوصاً براى كسانى كه در سلك زوّار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند، يا با ياد و خاطره آنها همراهند.
وجود دو «عيد» مهمّ اسلامى عيد قربان (عيد اضحى) و عيد غدير (عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاى عجيب و بسيار گرانبهاى امام حسين(عليه السلام) در عرفات، شكوه و عظمت خاصّى به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاكدل) از فضاى آكنده از معنويّت اين ماه غافل نشوند و در خودسازى و تهذيب نفس بكوشند كه به پيشرفت هاى مهمّى نائل مى شوند.

اعمال ماه ذي الحجه
  • اعمال مشترك دهه اوّل
  • روز اوّل ماه
  • روز هشتم ماه
  • شب نهم (شب عرفه)
  • روز نهم (روز عرفه)
  • شب دهم
  • روز دهم (روز عيد قربان)
  • روز عيد غدير (روز هيجدهم)
  • روز بيست و چهارم (روز خاتم بخشى على(عليه السلام) و روز مباهله)
  • روز بيست و پنجم (روز نزول سوره هل أتى)
  • روز آخر ذى الحجّه

  •                                                                                  التماس دعا

    پيوند ملكوتي

    سالروز ازدواج اميرالمومنين عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها بر همگي مبارك باد.


    http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQGWOijdWDqZgRSVDY6WtCrxhNlBMwZrlyYVrIup-nWaYdpgr_0BWuUNp0H


    http://www.hajnews.ir/images/b/P_778.jpg

    صلوات

    پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات میرسد

    آب سیاه درمرو کآب حیات میرسد

    نوبت عشق مشتری بر سر چرخ میزند

    بهر روان عاشقان صد صلوات میرسد

    جمله چو شهد و شیر شو وز خود خود فقیر شو

    زانک ز شه فقیر را عشر و زکات میرسد

    رحمت اوست کآب و گل طالب دل همیشود

    جذبه اوست کز بشر صوم و صلات میرسد

    در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا  

    کآب حیات خضر را در ظلمات میرسد

    http://www.salavaty.com/Images/FckEditor/image/salavat_gh_11(1).jpg
    ادامه نوشته

    يا جواد الائمه

    «صلوات مخصوص آن حضرت»

    http://iropic-com.persiangig.com/image/nature/Rain_Wallpaper_1/Rain_13_IROPIC.COM.jpg

    اللهم صل علي علي بن محمد،

     وصي الولياء و امام التقياء،

     وخلف ائمة الدين،

     و الحجة علي الخلائق اجمعين،

     اللهم كما جعلته نورا يستضيي به المومنون،

    فبشر بالجزيل من ثوابك و انذر بالاليم من عقابك،

     و حذز باسك، و ذكر بايامك،

    و احل حلالك، و حرم حرامك،

     و بين شرايعك و فرايضك، و حض علي عبادتك،

     و امر بطاعتك و نهي عن معصيتك،

    فصل عليه افضل ما صليت

    علي احد من اوليائك و ذرية انبيائك،

    يا اله العالمين.

    غیرت با خشونت متفاوت است!

    افول غیرت در میان مردان/ باور غلط بچه‌دارنشدن نگران‌کننده است
    حجت الاسلام شهاب مرادی برای زوجهای جوان چهره‌ای آشناست. روحانی که با رویکردی متفاوت به مشکلات خانواده‌های نوپا می پردازد. بررسی علل افزایش طلاق، آموزشهای پیش از ازدواج، نحوه انتخاب شریک زندگی، ازدواج های دانشجویی و...موضوع گفتگوی ما با اوست.

    به گزارش خبرنگارمهر، حجت الاسلام شهاب مرادی؛ استاد مهارتهای زندگی است. به سایتش هم سری بزنید، پراست از سوال و جوابهای خانوادگی. بیش از 11هزار عضو ثابت دارد و انبوهی از مشکلات دختران و پسران و همسرانی که او به تک تک آنها پاسخ می دهد. می گوید: باید به جای ناله کردن و تکرار معضلات،هرکس به اندازه توانش همت و کار کند.آنچه بیشتر از همه از او در ذهن می ماند صبوری اش است. سوالات بی شمار سبب نمی شود کوتاه و سر سری پاسخ دهد و یا به جزئیات توجه نکند. این روزها که آمارهای طلاق رو به افزایش است با وی در این رابطه به گفتگو نشسته ایم.


    * طلاق یکی از دغدغه‌های اصلی این سالهاست، می خواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاده که در فاصله زمانی سالهای 75 تا 85 نرخ طلاق دو برابر شده است؟

    - افزایش برخی آمارها نگران کننده است. نرخ طلاق در سال گذشته 2.9 دهم درصد افزایش داشته است این در حالی است که نرخ ازدواج تنها 2دهم درصد رشد داشته است. نسبت ازدواج به طلاق 6 به یک است یعنی از هر 6 ازدواج یکی به طلاق ختم می شود. حالا باید دید از این تعداد چقدر دچار طلاق عاطفی هستند؟ چند در صد گرم زندگی می کنند و زندگی با نشاطی دارند؟ و کودکانشان بی آنکه نگرانی جدایی مادر و پدرهایشان را داشته باشند به خواب می روند. این ها نگرانی های جدی ما است. مسائل زیادی بر گرمی کانون خانوادگی تاثیر می گذارد مثل مسائل سیاسی. بد اخلاقی های سیاسی و اجتماعی نقش زیادی بر روابط خانوادگی دارد. باید برای این موضوعات فکری کرد. طلاق یک مسئله است. مسئله ای که منشا فشار روانی و استرس است و تبعات سختی به دنبال خود دارد. خصوصا مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است. خانواده ای که دخترشان در 19 سالگی به خانه بخت رفته و 6 ماه بعد طلاق گرفته است تحت فشار روانی قابل توجهی است، حتی خواهر و بردارهای این افراد هم تحت فشار هستند. سال گذشته 137 هزار خانم طلاق گرفته اند یعنی 137 هزار آقا،137 هزار خانواده و اگر بچه داشته باشند به تعداد آنها خانواده های درگیر این مسئله شده اند. سبک زندگی شان دوباره تغییر می کند. برخی از خانمهایی که طلاق گرفته اند راهی برای برگشت به خانه پدری ندارند. بعضی از این خانواده بعد از ازدواج دخترشان خانه شان را عوض کرده اند و حالا اتاقی برای او ندارند. این بخش کوچکی از مشکلات و پیامدهای طلاق است. طلاق پیامدهای بسیاری دارد در حوزه مسائل اخلاقی، سلامت روان و ... .
     

    ادامه نوشته