پایه گذار بهائیت وخطر بهائیان


فرقه بهائیت از بابیت و بابیت هم از شیخیه سرچشمه می گیرد. فرقه انحرافی شیخیه را شیخ احمد احسایی در ابتدای قرن 13هـ ق تأسیس کرد. نام دیگر این گروه «کشفیه» است. کشفیه، کنایه از کشف و الهامی است که رهبران این فرقه، برای خود قائل بودند.

در سال 1212 هـ.ق شیخ احمد با تعدادی از همراهانش برای زیارت امام رضا(ع) از راه نجف و کربلا به سوی ایران رهسپار شد و مدتی در شهر های یزد و اصفهان اقامت کرد. علمای شیعه از وی استقبال کردند و به دلیل تقاضای مردم یزد، او پس از زیارت مشهد دوباره به یزد برگشت و مدتی آنجا بود. بعد از ملاقات شیخ احمد احسایی با علمای قزوین، عده ای از علما، شیخ احمد احسایی را به دلیل عقایدش، مانند عقیده به داشتن بدن هور قلیایی، اعتقاد به رکن رابع، علل اربعه بودن ائمه برای ایجاد عالم، معراج رسول اکرم(ص) با جسد هور قلیایی و غایب بودن قائم با جسد هور قلیایی تکفیر کردند. برخی از این علما عبارتند از: «سید مهدی پسر صاحب ریاض، حاجی ملا محمدتقی ملقب به شهید ثالث، حاجی ملا جعفر استرآبادی، شریف العلماء سید ابراهیم، شیخ محمدحسین صاحب فصول، شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر، ملا آقا دربندی و...».به علت این تکفیر در ایران، عرصه بر شیخ تنگ شد و نتوانست از خود دفاع کند و سرانجام به عراق رفت. او در تاریخ 21 ذی القعده سال 1241 هـ ق در نزدیکی مدینه و در 75 سالگی از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

منشأ پیدایش بابیه

بابیه، نزدیک به 170 سال قبل، در دوران حاکمیت سیاه و فراماسونی قاجار به وجود آمد که تحت سلطه استعمارگران بود. استعمارگران با هدف گسترش و تقویت همه جانبه فرقه بابیه و با تحریفگری، دروغ بافی، به هم آوردن بافته ها و اوهام و تعالیم ساختگی به نام «مذهب جدید» به جنگ و مقابله آشکار با مبانی اولیه دین مبین اسلام رفتند و طرح پروژه استعماری «دسیسه آمیزی» را که جاسوسان زبردست دولت روس- به ویژه «کینیاز دالگورکی» کارمند سفارت روس- در ایران به اجرا در آوردند.

آنها در این طرح، به دنبال عَلَم کردن نایب خاص دروغین برای امام زمان (عج)بودند تا از این طریق بتوانند نفوذ مراجع تقلید و فقها را میان مردم بی اثر کنند. یکی از همین افرادی که انتخاب شد «سید علی محمد باب» (شیرازی) بود که در مکتب شیخ «احمد احسائی» آموزش دیده و باعث جلب نظر بسیاری گردید و با ادعاهایی گوناگون مانند مقام مبشّر و نایب امام زمان گرفته تا خود امامت و نهایتاً رسالت و الوهیت وارد میدان شد. بابیان، سید علی محمد را «رب اعلی»، «نقطه اولی»، «مبشر جمال ابهی»، «نقطه بیان» و «باب» لقب داده اند. برخی از بابیان و بهائیان برای اثبات معجزه بودن سخنان باب، به امی بودن وی استدلال کرده اند.

مؤسس و سردسته فرقه بهائیت، میرزا حسین علی نوری (ملقب به بهاء الله) است. او در شب دوم محرم سال 1233هـ.ق (12 نوامبر 1817میلادی) در تهران به دنیا آمد، به پیروان میرزا حسین علی نوری، بهائی و به مسلک آنها بهائیت گفته می شود.

اصول اعتقادی بهائیت

افکار و عقاید بهائیت برگرفته از عقاید بابیه است. در مورد توحید که نخستین و زیربنایی ترین اصل اسلامی است، آنها ادعای یکتاپرستی دارند اما آنچه آنها ادعا می کنند با آنچه در کتب و متونشان آمده بسیار متفاوت است. یکی از مبلغان معروف آنها« اسلمنت» بوده که کتابی تحت عنوان «بهاء الله عصرجدید» نوشته است که بشیر سلیمانی و... آن را ترجمه کرده است، در این کتاب آمده که بهاء الله می گوید من ذات خدا هستم. و در جای دیگر دارد

« انی اناالله»! نه اینکه خدا در من تجلی کرده باشد بلکه در زمانی که زندانی اش می کنند می گوید« انه لا اله الا انا المسجون الفرید » یعنی علاوه بر اینکه ادعای رسالت می کند کارش به جایی می رسد که مدعی خدایی می شود.

رهبر بهائیان(حسین علی بهاء) در کتاب هایش بارها ادعای نبوت کرده و خود را پیامبر خدا خوانده است. عباس افندی، فرزند بهاء، علی محمد باب را در ردیف پیامبرانی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد(ص) می داند که همگی دارای معجزاتی بودند. سپس علی محمد باب را مبشر ظهور پدرش (حسین علی بهاء)، و پدرش را نیز در زمره آنها و بلکه برتر از همه آنها معرفی کرده است. در اصول دیگر مانند امامت و معاد هم عقایدی انحرافی دارند.

شواهد تاریخی نشان می دهد که پیش از دوره مشروطه دو قدرت وجود داشت؛ یکی شاه که دربار و دولت را اداره می کرد و دیگری مراجع و روحانیون که ملت را رهبری می کردند. در دوره ناصر الدین شاه و فتحعلی شاه و محمدشاه دولتهای بیگانه توانستند بر ایران مسلط شوند اما ملت به رهبری روحانیون در برابر خواست آنها ایستادگی کرد. برای شکستن این مقاومت لازم بود که این ارتباط شکسته شود، برای همین، استعمار شروع به تفرقه افکنی کرد و با استفاده از زمینه های داخلی، به ایجاد فرقه های منحرف مذهبی پرداخت و از آنجا که مردم از کشمکشها خسته شده بودند و دنبال یک ناجی می گشتند و چون وعده اتصال به امام زمان(عج) را می دادند به همین دلیل برخی از مردم به شیخیه و برخی به سیدعلی محمد باب گرویدند.

سابقه بهائیت نشان می دهد اینها ستایشگر و فرمانبر دولتهای استکباری بودند. از تزار روس و امپراطور انگلیس تا رؤسای آمریکا و امروز اسرائیل غاصب همه پشت سر بهائیت بودند که خود نماد ظلم و استکبار بوده و هستند.

سیستم رهبری فرقه ضاله بهائیت

قبلا رویکرد سازمان بهائیت توسط یک رهبر واحد تعیین می شد اما الان توسط یک سازمان و تشکیلات با حمایت چند کشور استعمارگر که برگرفته از سبک فراماسونری است، اداره می شود. علت باقی ماندن فرقه بهائیت با آن احکام و عقاید سست خرافی، همین تشکیلات بهائیت است و آنها دو نوع تشکیلات انتصابی یا انتخابی دارند. در بخش انتخابی محافل ملی و محافل محلی و یا ضیافات 19 روزه است و تشکیلات انتصابی شان هم که از طرف بیت العدل(واقع در اسرائیل) انتصاب می شود. مؤسساتی مثل مؤسسه دارالتبلیغ بین المللی، هیئت های مشاورین قاره ای، هیئت های معاونت و. .. است که در آنها نقشه های یک ساله تا چند ساله را دنبال می کنند.

اگر در یک جایی یک بهایی وجود داشته باشد؛ به آن «نقطه» می گویند و به وجود بیش از یک نفر بهائی «جمعیت» می گویند و اگر بیش از 2 نفر باشد و به 9 نفر برسد، «محفل محلی» در آن منطقه تشکیل می دهند. این افراد در هر نقطه ای هستند، یکی از وظایفشان این است که همه اخبار واصله را به محافل محل گزارش دهند و محافل محلی آن را به محافل ملی منتقل می کنند و این محافل ملی آن را به اسرائیل و به بیت العدل گزارش می دهند.

نقش مهم تبلیغ در بهائیت

بهائیان از همان اول که آمدند کوشیدند با تبلیغ گسترده، مرام و مسلک خود را در محافل و مجامع مختلف گسترش دهند یعنی تبلیغ، بالاترین جایگاه را در بهائیت دارد و خودشان می گویند که اگر یک روز تبلیغ نکنیم آن روز از بین خواهیم رفت و تبلیغ را یک وظیفه فردی و عمومی و واجب می دانند و شیوه های تبلیغ آنها متنوع است و اینها همه زیر نظر تشکیلات بیت العدل انجام می گیرد. شوقی افندی از رهبران اصلی بهائیت می گوید که فرد باید تصمیمات مصوبه از سوی هیئت های مشورتی را به مرحله عمل در آورد یعنی یک فردی اگر بخواهد در بهائیت تبلیغ بکند، هیچگونه اختیاری از خود ندارد.

نفوذ بهائیت در ایران

مسئولین فرهنگی کشور باید پس از شناسایی آسیبهایی که سبب نفوذ فرقه های انحرافی مثل بهائیت در بین جوانان و سایر گروه های اجتماعی شده است، ابزارهای مقابله را آماده کنند چون منشأ بسیاری از این فرقه ها سیاسی است و اساسا این فرقه ها را برای سلطه یابی بر جهان سوم و کشورهای اسلامی طراحی کردند و امروز با شیوه ها و ابزارهای مختلف برخی جوانان ما را گرفتار می کنند.

بهائیان طرحی با عنوان «طرح روحی» توسط بیت العدل در بیش از 100 کشور اجراکردند، در ایران البته این طرح با شکست روبه رو شد. ما باید با مفاهیم قرآنی و روایی و فرهنگ اسلامی و تبیین آن با زبان روز و شیوه های هنری و ابزارهای موجود و ایجاد زمینه اشتغال و دور ساختن جوانان از بیکاری و... به مقابله با بهائیت بپردازیم. ما از یک فرهنگ غنی برخورداریم و فرهنگ،از اساسی ترین عناصر هویتی است که ما از این طریق می توانیم مردم خود را از افکار انحرافی بهائیت مصون کنیم.

امروز بهائیت بیشتر روی نوجوانان و جوانان متمرکز شده است، آنها با شیوه های متعدد و در قالب کلاسهای روان شناسی، بهداشت یار، معلم، فعالیت در داروخانه، یا خدماتی مثل تعمیرکار سیستم های حرارتی وارد خانه ها شده و کم کم انس گرفته و افکار و عقاید بهائیت را ترویج می دهند. آنها با ظاهرسازی، خود را به عنوان انسانی خیر جا زده و یا از طریق پرستار افراد ناتوان، به جذب افراد مستعد برای تبلیغ اقدام می کنند و یا با استفاده از (NGO) های ترک اعتیاد و یا مشارکت در امر ازدواج و سرکشی به خانواده های بی سرپرست به خانواده ها نفوذ می کنند.

البته این تبلیغات تنها محدود به مسلمانان و شیعه نیست بلکه ادیان و مذاهب دیگر نیز مورد نظر آنها هست مثلا در مواجهه با یک مسیحی، ابتدا از حضرت عیسی(ع) شروع می کنند و یا در مواجهه با فرد مسلمان از حضرت محمد(ص) سخن می گویند. چون بهاء الله اساس همه ادیان را یکی می داند و معتقد است همه ادیان بر حقند برای همین بهائیت می خواهد خود را در حوزه ادیان دیگر به حساب آورد در حالی که حزبی بیش نیست.

کمبود نیروهای آموزش دیده برای مقابله با بهائیت

یکی از شگردهای آنها اصول مترقی دوازده گانه بهائیت است، رهبر دوم بهائیت به نام عباس افندی در سفرهای خود به اروپا برای تبلیغ آئین بهائیت، تعالیم دوازده گانه وضع کرد و آن را به پدر خود یعنی« بهاء الله» مؤسس فرقه ضاله بهائیت منتسب کرد، در حالی که بسیاری از این مطالب در نوشته های پدرش اصلا وجود ندارد. یکی از این تعالیم دوازده گانه، عدم تقلید و ترک تعصبات است (یعنی تعصب های جنسی، دینی، مذهبی، وطنی و سیاسی نداشته باشیم) چون اینها را نابودکننده می داند یا یکی از شیوه های تبلیغی آنها بحث تساوی زن و مرد است که در ایران به شدت روی آن کار می کنند.

اگر می خواهیم با بهائیت مقابله کنیم باید مؤسسات متعددی که در این زمینه فعالیت می کنند به صورت واحد ونظام مند شکل بگیرند و با یک مدیریت واحد، راهبردی منظم داشته باشند. الان چند درصد از مسئولان ما نسبت به نوع فعالیت و حوزه های آسیب پذیر جغرافیایی بهائیت آگاهی دارند؟ و آیا اگر کسی و یا کسانی که در معرض تبلیغات بهائیت قرار گرفته اند و می خواهند شبهاتی که برایشان پیش آمده پاسخ داده شود، مرکزی که بتواند این مسائل را پاسخگو باشد را داریم؟

باید بدانیم که بهائیت با داشتن جمعیت 5 و نیم میلیونی با سابقه مستمر 170 ساله تبلیغی و حمایتهای گسترده استکبار هنوز در اقلیت است و هیچ جایگاه سیاسی اجتماعی در دنیا ندارد اما باید در عین حال هوشیار باشیم و سعی کنیم آسیبهای اجتماعی را کاهش دهیم و مهم ترین فرصتها و ظرفیتهای خود را بشناسیم و با آسیب شناسی خود به رفع آن بپردازیم. نبود نیروهای آموزش دیده در حوزه مقابله با بهائیت از جمله مشکلات ما در این زمینه است. نداشتن اطلاعات لازم درباره جغرافیای انسانی، سیاسی و اجتماعی فرقه بهائیت یا نبود سایتهای قوی اینترنتی و جامع برای پاسخگویی به شبهه ها و حمایت از جوانان یکی دیگر از مسائل در عدم موفقیت ما می تواند باشد.

درمورد فرصتهاو ظرفیتهای موجود برای مقابله با بهائیت می توان به موارد زیراشاره کرد: پرداختن به سوابق انحرافی و غیراخلاقی رهبران و بنیان گذاران این فرقه، بیان سوابق تاریخی و نقد متون سست و متزلزل این فرقه، داشتن قبله های متعدد و جعل قبله در سرزمین اشغال شده فلسطین با پشتوانه ای سست، در اقلیت بودن افراد این فرقه در داخل وخارج کشور، حمایت صهیونیسم و اسرائیل و بعضی از کشورهای بیگانه از این فرقه، تنفر عمومی مردم داخل کشور از این گروه، وجود مستبصرین و توبه کنندگان متعدد، سیاسی بودن عملکرد و برنامه ریزی های بهائیان، وجود اختلاف در میان سران بهائیت، پرداختن به مسئله خاتمیت در اسلام (قرآن) و در ادیان دیگر و نقد دیدگاه این فرقه در این باره، وجود تضادهای آشکار و پنهان در اعتقادات و مبانی فکری و متون این فرقه، تبیین مسئله امامت و مهدویت در اسلام و تشیع (ادله و نصوص) برای مقابله با نظریات این فرقه که در این باره کتابی به عنوان«پیام آوران تاریکی» نوشته شده است.

 موسوی زاده؛سیدحسین علی


****منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پشت پرده ی وهابیت٤

وهابیت و تکفیر مسلمین:

خطرناک ترین چیزی که ابن تیمیه آن را بنیان گذاری کرد و افکار عمومی را متشنج ساخت ،متهم کردن مسلمانان به کفر و قتل است. او به طور رسمی اعلام کرد "هر کس کنار قبر پیامبر و یا یکی از صالحین بیاید و از آنها حاجتی بخواهد مشرک است و واجب است او را توبه دهند و اگر توبه نکند ،باید او را کشت."

محمد بن عبد الوهاب نیز همین نظر را دارد.

او معتقد است مشرکین زمان پیامبر از مشرکین زمان ما (کسانی که توسل پیدا می کنند) عذابشان خفیف تر است.

محمد ابن عبد الوهاب در رساله کشف الشبهات بیش از 24 بار مسلمانان را مشرک خوانده و بیش از 25 بار مسلمانان را کافر، بت پرست ، مرتد ، منافق، منکر توحید، دشمن توحید ، اهل باطل ،نادان ،شیاطین و ..خوانده است.و نیز گفته کافران نادان و بت پرستان از این مسلمانان داناترند و شیطان پیشوای آنها و سر سلسله آنهاست.

فتاوی وهابیون بر ضد شیعه:

ابن جبرین که از مفتیان بزرگ صعودی است . در پاسخ به اینکه ؛آیا به فقرای شیعه می شود زکات داد؟ گفت:

طبق نظر علمای اسلامی به کافر نمی شود زکات داد و شیعیان بدون شک به چهار دلیل کافرند:

1-      آنها به قرآن کریم طعنه زده و می گویند قرآن تحریف شده و دو سوم قرآن حذف شده است!!

2-      به سنت پیامبر و احادیث کتاب مسلم و بخاری طعنه می زنند و به آن احادیث عمل نمی کنند چون معتقداند بعد از پیامبر همه صحابه جز علی و فرزندان او و تعداد اندکی مانند سلمان و عمار همه کافر و مرتد شدند.

3-      شیعیان اهل سنت را کافر دانسته و با آنها نماز نمی خوانند و اگر با یکی از اهل سنت مصافحه کنند ،دست خود را آب می کشند!!

4-      شیعیان نسبت به علی و فرزندان او غلو می کنند و آنها را به صفاتی که ویژه خداوند است توصیف می کنند و مثل خداوند آنها را صدا می زنند، و اگر به شیعیان کسی زکات بدهد قبول نیست و باید دوباره بپردازد و کمک به شیعیان کمک به کفر و محارب سنت پیامبر است.( اللؤلؤ المکین من فتاوی، الشیخ ابن جبرین،ص 39)

فتوای هیئت عالی افتای سعودی به کفر شیعه:

الجماعه الذین من الجعفریه یدعون علیا و الحسن والحسین و سادتهم فهم مشرکون مرتدون عن الاسلام.(فتاوی اللجنه الدئمه للبحوث العلمیه و الافتاء، ج 3 ، ص 373 شماره 3008)

فتوای مفتی وهابی به حرمت دعا برای حزب الله لبنان :

شیخ عبد الله بن جبرین برای اثبات همسو بودن خود با آمریکا و صهیونیسم فتوا داد "هرگونه پشتیبانی و دفاع حزب الله جایز نیست و دعا برای پیروزی آنان حرام است و همه اهل سنت باید از این حزب بیزاری بجویند و برای مردم بیان کنند که شیعیان از قدیم دشمن اسلام بودند و همواره تلاش می کردند به اهل سنت ضربه بزنند. "

آیا این فتاوا غیر از آن است که یهود و دشمنان اسلام خشنود و راضی می شوند؟!!

آیا این فتاوا همسویی این فرقه با دشمنان اسلام نیست؟!

آیا گروهی که رضایت دشمنان اسلام را جلب می کنند، مسلمانند؟!

حال آنکه خداوند سبحان می فرماید«وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنكَ الْيهَُودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَُمْ  قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى‏  وَ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ  مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِيرٍ(بقره-120)»

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: «هدايت، تنها هدايت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

 

بخشهایی از کتاب

پشت پرده ی وهابیت

تهیه و تنظیم:

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها

معاونت آموزش و تبلیغ- اداره مشاوره و پاسخ

 

پشت پرده ی وهابیت ٣

بنیانگذار فرقه ی وهابیت محمد بن عبد الوهاب است که او پیرو افکار ابن تیمیه می باشد. از جمله تفکراتی که آنها داشتند و در میان پیروان خود نیز رواج دادند به این قرار است :

1-      جسمانیت خدا و اینکه خدای وهابیت در کرسی اش قرار می گیرد و راه می رود و می خندد.

2-      خدای وهابیت می خندد ؛ از جملات ابن تیمیه است که می نویسد"خداوند می خندد و در قیامت با خنده بر بندگان خود تجلی می کند" و نیز بخاری از ابوهریره نقل می کند که پیامبر فرمود: "خداوند بر دو نفری که همدیگر را می کشند می خندد و هر دو را وارد بهشت می کند."

3-      خدای وهابیت از عرش به زیر می آید؛ ابن بطوطة در سفر نامه خود می نویسد: در مسجد جامع دمشق دیدم ابن تیمیه برفراز منبر می گفت ،همانا خداوند از آسمان به دنیا نزول می کند همچنان که من فرود می آیم و سپس از پله های منبر پائین آمد.(در پی این سخنرانی ابن الزهراء اعتراض کرد و اظهارات او را به ملک ناصر رسانید و او دستور داد تا ابن تیمیه را زندان کردند و در زندان جان باخت.)

4-      خدای وهابیت با چشم قابل روئیت است

5-      خدای وهابیت نمی تواند همه جا باشد

6-      خدای وهابیت به صورت نوجوان مو فرفری است

7-      پیامبر وهابیت در کنار خدای آنها جلوس می کند

8-      خدای وهابیت چهار انگشت بزرگتر از عرش است

9-      کرسی در اثر سنگینی خدای وهابیت ناله می کند

و ...

تراژدی وهابیت:

1.      قتل و غارت در منطقه نجد

2.      سقط زنان باردار

3.      کشته شدن مردم ریاض بر اثر گرسنگی و تشنگی

4.      کشتار بی رحمانه شیعیان در کربلا

5.      قتل عام مردم طائف

6.      انهدام میراث فرهنگی و مذهبی

7.      تخریب زادگاه پیامبر(صلوات الله علیه و آله وسلم)

8.      آتش زدن کتابخانه های بزرگ

و....

 

 

بخشهایی از کتاب

پشت پرده ی وهابیت

تهیه و تنظیم:

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها

معاونت آموزش و تبلیغ- اداره مشاوره و پاسخ

 

پشت پرده ی وهابیت ٢

در این قسمت به برخی وقایع پشت پرده وهابیت اشاره می شود تا زشتی این جنایت فرقه ای رسوا شود جنایتی که نشات گرفته از ظلم به خاندان پیامبر اعظم (ص) است.

ادامه نوشته

پشت پرده ي وهابيت ١

وحدت دینی و بحث علمی:

اینکه جایگاه امت اسلامی کجاست؟ حد و مرز آن چقدر است؟ چگونه با ید عمل کرد؟ آیا باید مباحث اختلافی مطرح شود یا خیر؟ مطلب قابل توجهی است که باید مورد بررسی دقیق تر قرار گیرد.

در اینجا به طور مختصر به چند نکته ی مهم اشاره می شود:...

ادامه نوشته

اسلام قدرتمند تر از همیشه

درباره ی نظام سیاسی غرب چه می دانید؟ آیا درباره ی لیبرالیسم چیزی شنیده اید؟

لیبرالیسم یا همان آزادی خواهی یکی از جریانات فکری پس از رنسانس است که در سه حوزه ی فلسفی ،اقتصادی و سیاسی پایه  اساسی تحولات و ساختار های اجتماعی – سیاسی و اقتصادی غرب را در طول چهار قرن گذشته تشکیل داده است.

مبانی نظری لیبرالیسم فلسفی، نسبی بودن حق و حقیقت را مطرح می کند یعنی اگر اندیشمندی درصدد دستیابی به حقیقت باشد نهایتا جز اندکی از آن بهره نخواهد برد. بنابراین هیچ کس نباید و اصلا نمی تواند ادعا کند که حق با اوست ،چون تمام حق با هیچ کس نیست! در چهار چوب این نظریه ،دیدگاه اندیشمندان دینی در کنار اندیشمندان غیر دینی قرار می گیرد و نتیجه اینکه تفکرات دینی بی ارزش شده و از هیچ قداستی برخوردار نخواهند بود؟! نتیجه ی این تفکر این می شود که اساسا هیچ کس به دنبال حقیقت نگردد چون آن را پیدا نخواهد کرد و از طرفی هر کس هر چه را باور دارد محترم بداند چون احتمال اینکه بهره ای از حقیقت را داشته باشد وجود دارد. بنابراین نمی توان هیچ عقیده و باوری را مورد نقد قرار داد! جنبه ی دیگر این مکتب جنبه ی انسان شناسانه ی آن است . لیبرال ها معتقداند عقیده و انسانیت دو مقوله ی  کاملا مجزا از یکدیگر بوده و هیچ ربطی به هم ندارند. به عبارت دیگر عقیده برتر از انسانیت نیست و اگر کسی عقیده اش غلط بود انسانیتش زیر سوال نمی رود(به زبان ساده تر می توان عقیده ی غلطی داشت ولی آدم خوبی بود) در واقع این نظریه مقابل تفکر دینی قرار می گیرد چراکه در دین عقیده مهم است و ارزش انسان از روی عقیده اش(یا همان ایمانش) تعیین می شود. مبانی لیبرالیسم در عرصه ی اقتصادی از بین بردن نقش دولت در امور اقتصادی است. به این معنی که دولت حق تعیین تکلیف در امور اقتصادی را ندارد چراکه افراد آزادی دارند سرمایه های خود را در هر مسیری که می خواهند به گردش بیندازند چون منافع شخصی است که اهمیت دارد نه منافع جامعه؛ بنابراین نتیجه می شود 1% سرمایه دار مقابل 99% مردم عادی ؟! دیدگاه نظری لیبرالیسم در عرصه ی سیاسی نیز براین است که دولت تنها وظیفه اش در قبال جامعه تامین امنیت است ولاغیر! و اصلا دولت برای امور دیگر مزاحم تلقی می شود چون آزادی را سلب می کند.

پر واضح است که چنین نظریه و مکتبی که خالی از هر منطق و استدلال محکم است و تنها ساخته و پرداخته ی عده ای منفعت طلب است که برای حفظ منافع خود چنین تفکراتی را در جوامعشان رواج می دهند ، در مقابل دینی همه جانبه و قدرتمند به نام اسلام حرفی برای گفتن نداشته باشند. به همین دلیل دور از انتظار نیست که  همان سلطه گران و منفعت طلبان غربی برای بقای خود دست به هر کاری بزنند ،که یک نمونه ی آن همین هتک حرمت هاست. سابقه ی این نوع بی احترامی ها تنها به چند مورد محدود نمی شود بلکه پیشینه ای حساب شده و برنامه ریزی شده دارد. هدف مخدوش کردن دین و البته چهره ی اسلام است ،وسیله اش مهم نیست! این وسیله می تواند لشکر کشی به یک کشور مسلمان برای مبارزه با دیکتاتوری باشد، می تواند اثر مکتوب مثل اثر سلمان رشدی ملعون باشد، می تواند ساخت موسیقی ها و ترانه های موهون به ساحت انبیاء و اولیا علیهم السلام باشد، می تواند کاریکاتور باشد و یا فیلم و غیره و غیره... به عنوان مثال در فیلم  "مونیخ" آنچه نمایش داده شد گروهی مسلمان تروریست بود که ورزشکاران یهودی را ترور می کردند؛ و یا در فیلمی دیگر به نام "قربانی" با همین مضمون که البته این بار مستقیما شیعه را هدف قرار می داد؛ و یا در فیلم  "مردی که فردا را می دید" صریحا از رسول گرامی اسلام  (صلوات الله علیه و آله) و ایران نام برده می شود ؛ و همین طور سریال هایی که در شبکه فارسی وان پخش شد و نمونه های بسیار دیگر...! نکته ی جالب توجه و البته قابل تامل اینجاست که وقتی از آنها سوال می شود خب شما که آزادی بیان دارید پس چرا درباره ی برخی از مسائل سکوت می کنید؟ پاسخ این می شود که آنها یک مسئله ی دینی نیستند که بتوان با آنها شوخی کرد؛ و چنانچه درباره شان مطلبی بنویسیم باید در دادگاه کیفری محاکمه شویم!

امروز آنچه مسلم است قدرتمندی و یکه تازی اسلام در دنیا است ،چراکه با وجود تمام هتاکی ها و دشمنی ها نهایتا این آمریکا است که به انزوا کشیده شده و تبدیل به کشوری منفور گشته است.

عرفان حلقه؟

 آيا خدا شناسي در عرفان حلقه همان خداشناسي در متون اسلامي است؟
متاسفانه اين جريان به خاطر حساسيت مردم به توحيد باوري، از همان ابتدا خود را يک جريان خدا محور معرفي کرد، در حالي که خدا باوري با شعار درست نمي‌شود. مهم تر از شعار، آموزه‌ها و چهارچوب معرفتي يک نظام معرفتي است که خدا باوري يا ضد خدايي بودن آن را اثبات مي‌کند. يکي تناقضات اساسي در باب عرفان حلقه همين مسئله است. آنها از يک طرف شعار خدا‌گرايي سر مي‌دهند و از طرف ديگر آموزه‌هاي ايشان و مباني معرفتي آنها کاملا مادي گرايانه وضد توحيدي است.در عرفان حلقه، آنچه مطرح است، تاکيد بر شعور مندي موجودات به‌جاي تاکيد بر خداگرايي است؛ به عبارت ديگر چندان بر خدا تاکيد نمي‌شود و تمامي کارکردهايي که از خدا انتظار مي رود، به پديده اي به نام شعور کيهاني نسبت داده مي شود. که اين امر همانند ادعاي مادي‌گرايان و دهريون است که ماده را صاحب شعور وبي نياز از خالق و آ‌ن‌را ازلي و ابدي معرفي مي کردند، چنانچه به اين امر در آيه 24 سوره جاثيه اشاره شده است.با بررسي منابع عرفان حلقه، مشخص مي‌شود که هدف و غايت در عرفان حلقه پذيرش شبکه شعور کيهاني است و بحث از خدا کاملا تبعي و طفيلي است؛ به عبارت ديگر آنچه به عنوان غايت براي پيروان عرفان حلقه مشخص مي‌شود، اتصال به حلقه هاي شعور کيهاني است، نه کسب رضايت خدا. در عرصه نظري هم که اتصال به اين شبکه و برخورداري از فوايد درماني اين شبکه، ـ به فرض پذيرش ادعاي درمانگري ـ قاصر از اثبات خداشناسي عملي است، بنابراين آنچه در عرفان حلقه تحت عنوان خداشناسي عملي ادعا شده فريبي بيش نيست و غير خدا مورد تاکيد قرار مي‌گيرد.بنابراين، مدل خداشناسي عرفان حلقه، براي کسي که خدا باور است، سودي ندارد؛ چون آنچه عرفان حلقه به آن دعوت مي‌کند، باور به خود مختاري ماده و شعورمندي آن و نه ايمان به خداوند است و براي کسي که منکر خداست، نير سودي ندارد، چرا که وي در باور ضد توحيدي اش جسورتر مي‌کند،
بنيانگذار اين فرقه صريحا مي گويد که انسان نمي تواند عاشق خدا شود، چرا که از نظر وي راه فهم خدا مسدود است و انسان فقط بايد با مخلوقات کار داشته باشد نه با خود خدا. اين در حالي است که قرآن کريم در آيه 165 سوره بقره صريحا مي‌فرمايد: انسان‌هاي با ايمان به طور عميق عاشق خدايند.

بنابراين خدا در عرفان حلقه نه آن خدايي است که بايد در قالب شريعت و دستورات الهي به او رسيد؛ بلکه از طريق اتصال به حلقه هاي عرفان کيهاني بايد با او ارتباط گرفت. همين طور خدا در عرفان حلقه خدايي نيست که از کانال رسولانش بايد مطالبه او از مخلوقاتش را فهميد، بلکه از طريق مرکزيت عرفان حلقه بايد به تکاليف آدميان پي برد.به طور خلاصه مي‌توان گفت، خدايي که در عرفان حلقه معرفي مي‌شود آن خداي متعالي که در متون اسلامي و قرآن کريم ذکر شده است، نيست؛ بلکه خدايي است که اولا نمي توان با او ارتباط گرفت. دوم اينکه ارتباط با حلقه‌هاي شعور کيهاني براي عارف شدن کافي است و اگر کسي سوداي خدا در سر دارد بايد به فرادرماني بپردازد يا اينکه به خدمت مخلوقاتش اکتفا کند. در نتيجه در عرفان حلقه خدا شناسي در پرداختن به مخلوقات متوقف مي شود و تعالي معنوي اساسا با خداي متعالي گره نمي خورد.


حجت الاسلام حمزه شریفی دوست

قسمت ششم:

و اما كلام آخر...

ادامه نوشته

قسمت پنجم:

ادامه نوشته

قسمت چهارم:

فيلم هاي ديگه اي كه شايد بيشتر و صريح تر به مسئله ي شيطان پرستي و فراماسونري  بپردازد فيلم هايي با محوريت خون آشام ها و گرگينه هاي انسان نما هستند، كه معروفترين آنها نيز چهار گانه ي twilight  است.

ادامه نوشته

قسمت سوم:

صرفا جهت اطلاع...

مطالبي پيرامون داستان هاي ارباب حلقه ها؛ سرزمين مياني چيست؟

ادامه نوشته

قسمت دوم:

از جمله فيلم هاي معروف و پرطرفدارديگر مي شه به چند گانه ي هري پاتر و ارباب حلقه ها اشاره كرد،

كه البته هر دوي اين كارها از روي رمان هاشون ساخته شدن و انصافا كتاب هاشون از لحاظ جذابيت هيچ دسته كمي از فيلم ها ندارند و چه بسا هيجان انگيز تر و جذاب تر هم باشند....

ادامه نوشته

قسمت اول:

«به نام خدا»

شيطان پرستي و فراماسونري در رسانه:

 

در مورد تاريخچه  و نحوه ي شكل گيري تشكل ها و فرقه هاي شيطان پرستي و فراماسونري مطالب زيادي وجود دارد اما در اين مجال خواستم تا بيشتر با نمونه هاي آنها آشنا شويم. يكي از مهمترين و اصلي ترين راهها براي ترويج مفاهيم شيطان پرستي رسانه ها ، علي الخصوص سينما و تلويزيون است .

به ادامه ي مطالب توجه كنيد...

ادامه نوشته

بررسی فعالیتهای رسانه ی غرب:

http://www.shahrenaein.com/Images/nyaz/shahrenaein-niyaz-sinama.jpg

ادامه نوشته

مدعیان دروغین مهدویت در طول تاریخ چه کسانى بودند؟


ادامه نوشته

در سایر ادیان وکتب آسمانى از مهدى موعود چگونه یاد شده است؟


ادامه نوشته

استادان ‌تحريف

مطلب نوشته شده كاري است از سركار خانم ؛

                                                          

زهرا حاجي پور

ادامه نوشته