قسمت اول اين چهار گانه به نام twilight  (شفق )قسمت دوم به نام new moon ( ماه نو  )

قسمت سوم به نام eclipse ( خسوف ) و قسمت چهارم به نام breaking down  ( سپيده دم  ) كه در دوقسمت ساخته شده است مي باشد.

 شيطان پرست ها و فراماسون ها بر اين باورند كه هر چه دين بگويد خوب است، ما مي گوئيم بد است؛ يعني اگر دين مي گويد خدا ما مي گوئيم شيطان، اگر بگويد عبادت مي گوئيم شهوت، اگر بگويد آخرت مي گوئيم دنيا، اگر بگويد خير خواهي مي گوئيم خود خواهي ، اگر بگويد خون نجس است مي گوئيم مايه ي حيات است، اگر بگويد ازدواج مي گوئيم زنا ووو.. آنها در اين نوع فيلم ها خون آشام ها را مظهرزيبايي و جواني، قدرت ، سرعت، هوش، مهارت هاي خارق العاده و از همه مهمتر زندگي ابدي مي دانند.

چون آنها يك بار مرده اند و ديگر روحي ندارند و تنها با جسم قدرتمند خود به زندگي ابدي ادامه مي دهند و در اين ميان تنها فايده ي انسانها و يا به طور كلي هر موجود زنده اي كه خون دارد براي آنها اين است كه خون خود را به آنها بدهند تا زنده بمانند.  در اين داستان روند قصه به اين صورت است كه «بلا سوان » در مدرسه با «ادوارد كولن» آشنا مي شود. بلا يك انسان است و ادوارد و خانواده اش خون آشام (vampire) . در ادامه بلا با جيكوب كه او نيز از دسته انسانهاي قدرتمند است نيز آشنا مي شود، جيكوب گرگينه است، يعني گرگ انسان نما كه قادر است تغيير شكل دهد. خلاصه اينكه بين اين سه نفر مثلث عشقي به وجود مي آيد و هر كدام از اين دو نفر براي بلا جذاب هستند و مردد است كه كدام را انتخاب كند.(تفاوت خون آشام و گرگينه در اين است  كه خون آشام ها مرده اند ولي گرگينه ها زنده اند – بين اين دو گروه بر سر قدرت جدال است كه كدامشان قوي تر اند ، كه آنچه در فيلم نشان داده مي شود به نفع خون آشام هاست) و نهايتا بلا ، ادوارد خون آشام را انتخاب مي كند و خود او نيز علاقه دارد كه يك خون آشام بشود –چرا كه در صحنه اي از فيلم مي بيند بلا پير شده ولي ادوارد هنوز جوان است - و از طرفي چون يك انسان است نمي تواند به راحتي ميان خون آشام ها زندگي كند. جذابيت هاي كار و تكنيك هاي بصري و استفاده از داستان هاي عشقي و به تعويق انداختن خون آشام شدن بلا  و اينكه در آخر چه مي شود،همگي براي همراه نگه داشتن مخاطب با داستان است و دليلي است تا وي را با اين مفاهيم آشنا كند و البته ترغيب نمايد.در اين نوع داستان ها علت زندگي تنها بر آورده كردن آرزو هاي انساني و لذت بردن از دنيا مطرح مي شود. همان طور كه در پوستر ابتدايي نيز مشاهده فرموديد، هدف زندگي عشق است و در داستان عشق را اينطور تعريف مي كند. اين مفاهيم به انسان مي گويند كه تنها تو مهمي و هيچ چيز ديگري اهميت ندارد، و براي اينكه به قدرت برسي بايد با ما همراه شوي و بسياري مطالب مخرب ديگر...