عرفان حلقه؟
متاسفانه اين جريان به خاطر حساسيت مردم به توحيد باوري، از همان ابتدا خود را يک جريان خدا محور معرفي کرد، در حالي که خدا باوري با شعار درست نميشود. مهم تر از شعار، آموزهها و چهارچوب معرفتي يک نظام معرفتي است که خدا باوري يا ضد خدايي بودن آن را اثبات ميکند. يکي تناقضات اساسي در باب عرفان حلقه همين مسئله است. آنها از يک طرف شعار خداگرايي سر ميدهند و از طرف ديگر آموزههاي ايشان و مباني معرفتي آنها کاملا مادي گرايانه وضد توحيدي است.در عرفان حلقه، آنچه مطرح است، تاکيد بر شعور مندي موجودات بهجاي تاکيد بر خداگرايي است؛ به عبارت ديگر چندان بر خدا تاکيد نميشود و تمامي کارکردهايي که از خدا انتظار مي رود، به پديده اي به نام شعور کيهاني نسبت داده مي شود. که اين امر همانند ادعاي ماديگرايان و دهريون است که ماده را صاحب شعور وبي نياز از خالق و آنرا ازلي و ابدي معرفي مي کردند، چنانچه به اين امر در آيه 24 سوره جاثيه اشاره شده است.با بررسي منابع عرفان حلقه، مشخص ميشود که هدف و غايت در عرفان حلقه پذيرش شبکه شعور کيهاني است و بحث از خدا کاملا تبعي و طفيلي است؛ به عبارت ديگر آنچه به عنوان غايت براي پيروان عرفان حلقه مشخص ميشود، اتصال به حلقه هاي شعور کيهاني است، نه کسب رضايت خدا. در عرصه نظري هم که اتصال به اين شبکه و برخورداري از فوايد درماني اين شبکه، ـ به فرض پذيرش ادعاي درمانگري ـ قاصر از اثبات خداشناسي عملي است، بنابراين آنچه در عرفان حلقه تحت عنوان خداشناسي عملي ادعا شده فريبي بيش نيست و غير خدا مورد تاکيد قرار ميگيرد.بنابراين، مدل خداشناسي عرفان حلقه، براي کسي که خدا باور است، سودي ندارد؛ چون آنچه عرفان حلقه به آن دعوت ميکند، باور به خود مختاري ماده و شعورمندي آن و نه ايمان به خداوند است و براي کسي که منکر خداست، نير سودي ندارد، چرا که وي در باور ضد توحيدي اش جسورتر ميکند،
بنيانگذار اين فرقه صريحا مي گويد که انسان نمي تواند عاشق خدا شود، چرا که از نظر وي راه فهم خدا مسدود است و انسان فقط بايد با مخلوقات کار داشته باشد نه با خود خدا. اين در حالي است که قرآن کريم در آيه 165 سوره بقره صريحا ميفرمايد: انسانهاي با ايمان به طور عميق عاشق خدايند.
بنابراين خدا در عرفان حلقه نه آن خدايي است که بايد در قالب شريعت و دستورات الهي به او رسيد؛ بلکه از طريق اتصال به حلقه هاي عرفان کيهاني بايد با او ارتباط گرفت. همين طور خدا در عرفان حلقه خدايي نيست که از کانال رسولانش بايد مطالبه او از مخلوقاتش را فهميد، بلکه از طريق مرکزيت عرفان حلقه بايد به تکاليف آدميان پي برد.به طور خلاصه ميتوان گفت، خدايي که در عرفان حلقه معرفي ميشود آن خداي متعالي که در متون اسلامي و قرآن کريم ذکر شده است، نيست؛ بلکه خدايي است که اولا نمي توان با او ارتباط گرفت. دوم اينکه ارتباط با حلقههاي شعور کيهاني براي عارف شدن کافي است و اگر کسي سوداي خدا در سر دارد بايد به فرادرماني بپردازد يا اينکه به خدمت مخلوقاتش اکتفا کند. در نتيجه در عرفان حلقه خدا شناسي در پرداختن به مخلوقات متوقف مي شود و تعالي معنوي اساسا با خداي متعالي گره نمي خورد.
سلام ،