امام محمد تقى عليه السلام فرمود: اى گروه شيعه: با سوره «انا انزلناه» (با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه كنيد تا پيروز شويد، بخدا كه آن سوره پس از پيغمبر حجت خداى- تبارك و تعالى- است بر مردم و آن سوره سرور دين شماست (بزرگترين دليل مذهب شماست) و نهايت دانش ماست (زيرا كاشف از شب قدر است و در آن شب مكنونات علمى براى ما هويدا مى‏گردد) اى گروه شيعه با آيات‏ حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ‏ مخاصمه كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت است بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله.

اى گروه شيعه! خداى- تبارك و تعالى- ميفرمايد: (22 سوره 35) «هيچ امتى نيست مگر آنكه بيم رسانى در ميان آنها بوده است» شخصى گفت: اى ابا جعفر بيم رسان امت، محمد صلّى اللَّه عليه و آله است فرمود: درست گفتى ولى آيا پيغمبر در زمان حياتش چاره‏ئى از فرستادن نمايندگان در اطراف زمين داشت؟

(يعنى ميتوانست آنها را نفرستد) گفت: نه: امام فرمود: بمن بگو مگر فرستاده پيغمبر بيم رسان او نيست چنان كه خود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرستاده خداى عز و جل و بيم رسان او بود؟ گفت: چرا، فرمود: پس همچنين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله براى پس از مرگ خود هم فرستاده و بيم رسان دارد، اگر بگوئى ندارد، لازم آيد كه پيغمبر آنهائى را كه در صلب مردان امتش بودند، ضايع كرده (و بدون رهبر گذاشته) باشد.

آن مرد گفت: مگر قرآن براى آنها كافى نيست؟ فرمود: چرا در صورتى كه مفسرى براى قرآن‏ داشته باشند، گفت: مگر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله قرآن را تفسير نفرموده است؟ فرمود: چرا تنها براى يك مرد تفسير كرد و شأن آن مرد را كه على بن ابى طالب است بامت خود گفت.

مرد سائل گفت: اى ابا جعفر، اين مطلبى است خصوصى كه عامه از مردم زير بار آن نروند، فرمود خدا حتما ميخواهد كه در نهان پرستش شود تا برسد هنگام و زمانى كه دينش آشكار شود، همچنان كه (سالهاى اول بعثت) پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله با خديجه در نهان پرستش خدا مى‏كرد تا زمانى كه مأمور باعلان گشت.

مرد سائل گفت: آيا صاحب اين دين بايد آن را نهان كند؟ فرمود: مگر على بن ابى طالب عليه السلام از روزى كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اسلام آورد آن را نهان نكرد تا زمانى كه امرش ظاهر گشت؟

كار ما نيز همچنين است تا نوشته خدا مدتش برسد (و هنگام ظهور امام زمان عليه السلام و آشكار شدن دين فرا رسد.)

اصول كافي